اول اینکه کامنت هارو تازه دیدم، و تعجب کردم که نوشتی نخوندی یا جواب ندادی؟ چون مگه من چقدر میام اینجا؟
دوم اینکه دلم نمیخواست اون لحن و اون حرف هارو بخونم...به خیلی دلایل که لازم نیست توضیح بدم، فقط به طور خلاصه میتونم بگم چون یاداور روزهایی هستن که خوبی هاش دلمو میلرزونه و بدی هاش قلبمو برای هزارمین بار میشکنه
لطفا منو درک کن...یه ذره...هرچند شاید محال باشه
و خواسته های عجیب نداشته باش...
یادت بیاد آخرین باری که باهم حرف میزدیم...وقتی خواستیم خداحافظی کنیم من داشتم به شدت اشک میریختم، و یادمه بهت گفتم دیگه نمیخوام احساسم بیدار بشه...
نمیخوام ارتباطی برقرار شه، شاید به خیلی دلایل
کاش تصمیم بگیری هرچیزی مربوط به من رو فراموش کنی
شاید نباید این وبلاگ وجود میداشت، اما هنوز به حذفش فکر نکردم
مواظب خودتو احساست باش:-)
امیدوارم ناراحت نشده باشی ازم...
تنهایی های سنجابش...ما را در سایت تنهایی های سنجابش دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 88